X
تبلیغات
به کجا میروم ؟؟؟
89/07/20
In time
این روزها دلمان بیشتر میگیرد از زمانه

اندکی صبر سحر نزدیک است ...

وقتی مسئول حراست دانشگاه هم شعر میبافد در خیال خامش

وقتی مادربزرگم را شستو شوی مغزی میدهد آن پست رذل

دیگر سیر میشوم از زمانه

ما از اینجا متنفریم با تک تک سلول هایمان

حتی نادیا هم میداند این شهر پارک ندارد .

+ نويسنده رضا
89/05/19
بیراهه
نمیدانم از کدام راهی آمدم که به این بیراهه رسیدم.

دنبال فانوسی در تاریکی هستم

پس کجاست راه من ؟؟؟

+ نويسنده رضا
88/06/31
دعوت
چند صباحی میگذرد که از سوی یکی ار دوستان به این بازی دعوت شده بودم

اما درگیر این زندگی گاه زیبا و گاه زشت بودم

ببخشید ...

دریا : آرامش

قهوه : تلخ

غرور : در حد اعتدال

مدرسه : خاطرات سال آخر

دفتر مدیر : آرزوی دیرینه

قرمه‌سبزی : اصالت

ریاضی: تنفر

آهنگ: غذای روح

ماه‌رمضون: ماورا

استخر: زیر آبی

آبگوشت: قهوه خانه بهارستان

روزنامه: گاهی اوقات راست اکثرا دروغ

کودکی: یادش بخیر

قزوین: آموزشی خدمت

دروغ: آینده

لیسانس: با اندکی تاخیر

فوتبال: بزرگترین سرگرمی بشر

قانون: خدا

پرواز : اوج

اشک: خیلی وقت است ندیدمش

ازدواج: بهترین انتخاب

وبلاگ: موج ۱۳۳ مگا هرتز


شب:تنهایی

زندگی: دوی ماراتن

عشق: ماورای حس ها

هلو : لذت

تحصیل: دکترا

خارج: سرزمین های دور

خواب:بیش از حد فرار از واقعیت

پیتزا: مخلوط - هم خدمتیم پویان

اینترنت:مجازی

مجلس: بهارستان

سال 88: تحولی دوباره در زندگی شخصی

کتاب: پدر

کلم پلو : با قارچ یا بدون آن ؟

تقلب : امتحان پایان ترم

ایران : کوروش

ایرانسل : بهترین خدمات کمترین آنتن دهی

مادر : بهترین انسان

جومونگ : افسانه دیگران - دل مشغولی ما

فمنیسم : ترمز بریده 

+ نويسنده رضا
88/06/09
تازه
روحی تازه در من جریان دارد

در رگهایم انرژی موج میزند گویی میخواهد از این کالبد فانی بیرون آید و جاودانه شود

آری پدر دیگر نمیتوانستم

نمیخواستم اما نشد

من آزادم اینک

با اینکه روزه نمیگیرم خدا را حس میکنم

دوستت دارم خدای من

 

+ نويسنده رضا
88/06/03
اشتباه
۲ باره اشتباه کردم

نمیدانم چرا ؟

تو هم حرف مرا نفهمیدی  بانو

تو از فرشته ساخته بودی در ذهن قدیس خودت

اما ..........

حیف همه چیز آن طوری که میبینی نیست

دیدی حرف برای گفتن بسیار است

 

+ نويسنده رضا
88/05/31
فکر
در فکر یک تغییر بزرگم

مطمئنام موفق می شوم

good luck reza

تکرار میکنند همه کائنات

من به این راز پی بردم !!!

+ نويسنده رضا
88/05/28
آشنا
تا بحال از آشنا ضربه خوردی ؟

خیلی بدتر از غریبه هاست نمیدانم چرا اما ....

از همه آنهایی که ظلم میکنند متنفرم

----------------------------------------------------------

از جمعه ماشینم در پارکینگ نیروی افتظاهی است و هنوز ترخیص نشده

بیمار شدم

میخواهم بروم دور شوم

بقول یاس برم اون بالا اون بالای بالا

+ نويسنده رضا
88/05/22
مشهد
شاید قسمت من هم این باشد

وقتی همه چیز برای تهران آماده میشود مشهد به میان میاید

دوست ندارم در شهر امام رضا گناه کنم

هستیم در خدمتتان

شمال بودم جایتان خالی

نادیا با موج ها بازی میکرد

گویا با هم بودند

قسمتی از فیلمش و همچنین ۲ آهنگ جدیدم را برای دانلود میگذارم

بزودی

+ نويسنده رضا